جواب مسابقه این دو هفته (شماره 6)
آرامش
آرامش یکی از نیازهای درونی هر انسانی است و برای رفع هر نیاز بهترین راه حل ، راهی است که خالق نیاز نشان می دهد و خالق همه ی ما (خداوند) بهترین راه حل ها را در بهترین کتابش (قرآن) راهنمایی کرده است و در مورد رسیدن به آرامش اینگونه بیان می کند :
الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ «1»
(هدايت شدگان) كسانى هستند كه ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرام مىگيرد. بدانيد كه تنها با ياد خدا دلها آرام مىگيرد.
ممكن است معناى «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» اين باشد كه بواسطه ذكر و يادى كه خدا از شما مىكند، دلهايتان آرام مىگيرد. يعنى اگر بدانيم خداوند ما را ياد مىكند و ما در محضر او هستيم، دلهايمان آرامش مىيابد. چنان كه حضرت نوح عليه السلام بواسطه كلام الهى «اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا» «2» آرام گرفت و امام حسين عليه السلام به هنگام شهادت على اصغرش با عبارت «هين على انه بعين الله» اين آرامش را ابراز فرمود، و يا در دعاى عرفه آمده است: «يا ذاكر الذاكرين»
یاد خداوند مايهى آرامش دل و روح است، «بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» «3» و همسر مايهى آرامش جسم و روان. «أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها» «4»
پيامها
1 نشانه انابه واقعى، ايمان و اطمينان به خداست. «مَنْ أَنابَ، الَّذِينَ آمَنُوا» ... «5»
2 ايمان بدون اطمينان قلبى، كامل و كارساز نيست. «آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ»«6» 3 ياد خداوند با زبان كفايت نمىكند، اطمينان قلبى هم مىخواهد. «تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ» 4 تنها ياد خدا، مايهى آرامش دل مىشود. «بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» امروزه دارندگان زر و زور و تزوير بسيارند ولى از آرامش لازم خبرى نيست.
(1). رعد، 28. (2). هود، 37. (3). رعد، 28. (4). روم، 21. (5).لقمان، 15. (6). رعد، 28.
عوامل آرامش و دلگرمى
دستيابى به اطمينان و آرامش مىتواند عوامل گوناگونى داشته باشد، ولى در رأس آنها آگاهى و علم جلوه ويژهاى دارد :
كسى كه مىداند كارِ نيك او از ده تا هفتصد بلكه تا بىنهايت برابر پاداش دارد ولى كار زشت او يك لغزش بحساب مىآيد دلخوش است. «مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ» «1»
كسى كه مىداند خداوند نيكوكاران را دوست دارد، «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» «2» به كار نيكش دلگرم مىشود.
كسى كه مىداند ذرّهى مثقالى از كارش حساب دارد، «مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ» «3» نسبت به تلاش و فعّاليّتش دلگرم است.
كسى كه مىداند بر اساس لطف و رحمت الهى آفريده شده، «إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ» «4» اميدوار است.
كسى كه مىداند خداوند در كمين ستمگران است، «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» «5» آرامش دارد.
كسى كه مىداند خداوند حكيم و عليم است و هيچ موجودى را بيهوده خلق نكرده است «عَلِيمٌ حَكِيمٌ» خوشبين است.
كسى كه مىداند راهش روشن و آيندهاش بهتر از گذشته است، «وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى» «6» قلبش مطمئن است.
كسى كه مىداند امام و رهبرش انسانى كامل، انتخاب شده از جانب خداوند و معصوم از هر لغزش و خطاست، «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» «7» آرام است.
كسى كه مىداند كار خيرش آشكار و كار شرّش پنهان مىماند، «يا من اظهر الجميل و ستر القبيح» شاد است.
(1). بقره، 261. (2).بقره، 195. (3). زلزال، 7. (4). هود، 119. (5). فجر، 14. (6). اعلى، 17. (7). بقره، 124.
تفسير نور، ج6، ص: 232
نكتهها:
ياد خدا تنها به ذكر زبانى نيست، اگر چه يكى از مصاديق روشن ياد خداست. زيرا آنچه مهم است ياد خدا بودن در تمام حالات خصوصاً در وقت گناه است.
ياد خداوند بركات بسيار دارد، از جمله:
الف: ياد نعمتهاى او، عامل شكر اوست.
ب: ياد قدرت او، سبب توكّل بر اوست.
ج: ياد الطاف او، مايه محبّت اوست.
د: ياد قهر و خشم او، عامل خوف از اوست.
ه: ياد عظمت و بزرگى او، سبب خشيت در مقابل اوست.
و: ياد علم او به پنهان و آشكار، مايه حيا و پاكدامنى ماست.
ز: ياد عفو و كرم او، مايه اميد و توبه است.
ح: ياد عدل او، عامل تقوا و پرهيزكارى است.
انسان، بىنهايت طلب است و كمال مطلق مىخواهد ولى چون هر چيزى غير از خداوند محدود است و وجود عارضى دارد، دل را آرام نمىگرداند. در مقابل كسانى كه با ياد خدا آرامش مىيابند، عدهاى هم به متاع قليل دنيا راضى مىشوند. «رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها»«1» نماز، ذكر الهى و مايه آرامش است. «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي»«2»
(1). یونس، 7. (2). طه، 14.
تفسير نور، ج6، ص: 230
سلام