آرامش

آرامش یکی از نیازهای درونی هر انسانی است و برای رفع هر نیاز بهترین راه حل ، راهی است که خالق نیاز نشان می دهد و خالق همه ی ما (خداوند) بهترین راه حل ها را در بهترین کتابش (قرآن) راهنمایی کرده است و در مورد رسیدن به آرامش اینگونه بیان می کند :

الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ «1»

(هدايت شدگان) كسانى هستند كه ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرام مى‏گيرد. بدانيد كه تنها با ياد خدا دلها آرام مى‏گيرد.

 ممكن است معناى «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» اين باشد كه بواسطه ذكر و يادى كه‏ خدا از شما مى‏كند، دلهايتان آرام مى‏گيرد. يعنى اگر بدانيم خداوند ما را ياد مى‏كند و ما در محضر او هستيم، دلهايمان آرامش مى‏يابد. چنان كه حضرت نوح عليه السلام بواسطه كلام الهى «اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا» «2» آرام گرفت و امام حسين عليه السلام به هنگام شهادت على اصغرش با عبارت «هين على انه بعين الله» اين آرامش را ابراز فرمود، و يا در دعاى عرفه آمده است: «يا ذاكر الذاكرين»

یاد خداوند مايه‏ى آرامش دل و روح است، «بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» «3» و همسر مايه‏ى آرامش جسم و روان. «أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها» «4»

پيام‏ها

1 نشانه انابه واقعى، ايمان و اطمينان به خداست. «مَنْ أَنابَ، الَّذِينَ آمَنُوا» ... «5»

2 ايمان بدون اطمينان قلبى، كامل و كارساز نيست. «آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ»«6» 3 ياد خداوند با زبان كفايت نمى‏كند، اطمينان قلبى هم مى‏خواهد. «تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ» 4 تنها ياد خدا، مايه‏ى آرامش دل مى‏شود. «بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» امروزه دارندگان زر و زور و تزوير بسيارند ولى از آرامش لازم خبرى نيست.

(1). رعد، 28. (2). هود، 37. (3). رعد، 28. (4). روم، 21. (5).لقمان، 15. (6). رعد، 28.

عوامل آرامش و دلگرمى‏

دستيابى به اطمينان و آرامش مى‏تواند عوامل گوناگونى داشته باشد، ولى در رأس آنها آگاهى و علم جلوه ويژه‏اى دارد :

كسى كه مى‏داند كارِ نيك او از ده تا هفتصد بلكه تا بى‏نهايت برابر پاداش دارد ولى كار زشت‏ او يك لغزش بحساب مى‏آيد دلخوش است. «مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ» «1»

 كسى كه مى‏داند خداوند نيكوكاران را دوست دارد، «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» «2» به كار نيكش دلگرم مى‏شود.

كسى كه مى‏داند ذرّه‏ى مثقالى از كارش حساب دارد، «مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ» «3» نسبت به تلاش و فعّاليّتش دلگرم است.

كسى كه مى‏داند بر اساس لطف و رحمت الهى آفريده شده، «إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ» «4» اميدوار است.

كسى كه مى‏داند خداوند در كمين ستمگران است، «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» «5» آرامش دارد.

كسى كه مى‏داند خداوند حكيم و عليم است و هيچ موجودى را بيهوده خلق نكرده است «عَلِيمٌ حَكِيمٌ» خوش‏بين است.

كسى كه مى‏داند راهش روشن و آينده‏اش بهتر از گذشته است، «وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏» «6» قلبش مطمئن است.

كسى كه مى‏داند امام و رهبرش انسانى كامل، انتخاب شده از جانب خداوند و معصوم از هر لغزش و خطاست، «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» «7» آرام است.

كسى كه مى‏داند كار خيرش آشكار و كار شرّش پنهان مى‏ماند، «يا من اظهر الجميل و ستر القبيح» شاد است.

(1). بقره، 261. (2).بقره، 195. (3). زلزال، 7. (4). هود، 119. (5). فجر، 14. (6). اعلى، 17. (7). بقره، 124.

تفسير نور، ج‏6، ص: 232

نكته‏ها:

ياد خدا تنها به ذكر زبانى نيست، اگر چه يكى از مصاديق روشن ياد خداست. زيرا آنچه مهم است ياد خدا بودن در تمام حالات خصوصاً در وقت گناه است.

ياد خداوند بركات بسيار دارد، از جمله:

الف: ياد نعمت‏هاى او، عامل شكر اوست.

ب: ياد قدرت او، سبب توكّل بر اوست.

ج: ياد الطاف او، مايه محبّت اوست.

د: ياد قهر و خشم او، عامل خوف از اوست.

ه: ياد عظمت و بزرگى او، سبب خشيت در مقابل اوست.

و: ياد علم او به پنهان و آشكار، مايه حيا و پاكدامنى ماست.

ز: ياد عفو و كرم او، مايه اميد و توبه است.

ح: ياد عدل او، عامل تقوا و پرهيزكارى است.

انسان، بى‏نهايت طلب است و كمال مطلق مى‏خواهد ولى چون هر چيزى غير از خداوند محدود است و وجود عارضى دارد، دل را آرام نمى‏گرداند. در مقابل كسانى كه با ياد خدا آرامش مى‏يابند، عده‏اى هم به متاع قليل دنيا راضى مى‏شوند. «رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها»«1» نماز، ذكر الهى و مايه آرامش است. «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي»«2»

(1). یونس، 7. (2). طه، 14.

تفسير نور، ج‏6، ص: 230