تبلیغات
برای مشاهده هزینه تبلیغات به ادامه مطلب بروید
برای مشاهده هزینه تبلیغات به ادامه مطلب بروید

یلدا از نظر معنی معادل با كلمه نوئل از ریشه ناتالیس رومی به معنی تولد است و نوئل از ریشه یلدا است. واژه “یلدا” سریانی (از لهجه های متداول زبان “آرامی” است) و به معنی ولادت است. زبان “آرامی” یکی از زبان های رایج در منطقه خاورمیانه و زبان اصلی نگارش کتب عهد جدید مسیحیان بوده است. (برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می شده، وارد زبان پارسی شده است). ولادت خورشید (مهر و میترا) و رومیان آن را (ناتالیس انویكتوس) یعنی روز (تولد مهر شكست ناپذیر) می نامیدند.
آیین شب یلدا یا شب چله با خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون همراه است که همه جنبه نمادین دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. اگر رسم ها و آیین های دیگر یلدا را میراثی از فرهنگ چند هزار ساله بدانیم ولی فال حافظ گرفتن در شب یلدا در سده های اخیر به رسم های این سنت افزوده شده است. شاهنامه خوانی و قصه گویی پدربزرگ و مادربزرگ دور كرسی برای كوچكترها نیز از آیین های یلدا است كه خاطرات شیرینی برای بزرگسالی آنها فراهم می آورد و بطور کلی خوردن خوراكی ها و مراسم دیگر در این شب بهانه ای برای بیدار ماندن در این شب طولانی است.

اما ای کاش امسال در شب یلدا به فکر دیگران هم باشیم
شعری که در ادامه تقدیم می گردد اثر عباسلعلی ذوالفقاری طنزپرداز معاصر متخلص به زور به گویش محلی (نزدیک به لهجه ی شهرضایی)است و حکایت گفتگوی یک بچه فقیر با پدرش در شب چله(یلدا)است که البته مادرش در وسط کار همچون همه ی مادران با سُقلمه و نِشگونی بچه را وادار به آبروداری! می کند و...
از روز اول تصمیم نداشت خواننده شود. در ضبط یکی از کارها که به عنوان نوازنده حضور داشت به صورت کاملا اتفاقی قرار شد بخواند. نقطه آغاز شکل گرفت و ناصریای موسیقی خیلی زود صدایش بر دل همه نشست و ترانههایش دهان به دهان چرخید.
ناصر عبداللهی دهم دی ماه سال 1349در محله مسجد بلال بندر عباس متولد شد و از نوجوانی به موسیقی علاقه مند شد و این هنر را آغاز کرد. فعالیت هنری خود را در صدا و سیما و حوزه هنری آغاز کرد و از سال 1374 به صورت حرفهای، موسیقی را دنبال کرد .
اما مهمترین ترانهای که سبب شد ناصر عبداللهی به خوانندهای محبوب در میان مردم بدل شود قطعه "ناصریا" بود که در مدت کوتاهی به یکی از پر طرفدارترین و محبوبترین ترانههای ایرانی شد. گرچه پس از ارائه ترانه ناصریا منتقدان عبداللهی آنرا کاری اسپانیولی دانستند و گفتند از ملودیهای جیپسی کینگ برگرفته شده است اما وی معتقد بود که چنین نیست، و این کار ریتم عربی دارد؛ ریتمی که بارها با سازهای دیگری نظیر عود، دهل، و دف نواخته شده بود اما تاکنون هرگز با گیتار نواخته نشده بود و وی این کار را انجام داد. ملودی ترانهٔ ناصریا سال ۱۳۷۶ ساخته شد و شعر این آهنگ به گویش بندری است و به گفته عبدالهی هدف از ساخت آن اعتراض به ظلم در جهان و همدردی با ستمدیدگان دنیا بوده است . بر اساس متن شعر این ترانه، "اگر کسی قصد یاری مظلومی را داشته باشد پس از تحمل سختی بسیار و دشواریهای این راه در پایان پیروز خواهد شد."
ناصر عبداللهی در طول فعالیت خود آلبومهای بوی شرجی، هوای حوا، عشق است ، دوستت دارم و ماندگار را در کارنامه هنری خود دارد و چندی پیش آلبوم رخصت او روانه بازار شد. ترانههایی چون ناصریا و راز(ازم نخواه با تو بمونم)، هوای حوا(دل من یه روز به دریا زد و رفت) از جمله ترانههایی هستند که برای همیشه در خاطره موسیقایی دوستداران ناصر عبداللهی باقی خواهد ماند.
سرانجام 29 آذر ماه 1385 برای همیشه صحنه زندگی را ترک کرد و پیکرش در زادگاهش آرام گرفت .

دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای عمران طاهری بنام سرنوشت با بالا ترین کیفیت
ترانه: مهدی کریمی منسوب ، میکس و مسترینگ: فرشاد فرزاد پور ، گیتار: فرشید ادهمی
به بهانه سالگرد سلطان صدای جنوب ناصر عبداللهی
MP3 – 128

موسسه مالی و اعتباری کوثر درنظر دارد به منظور تأمین بخشی از نیروی انسانی مورد نیاز خود، از طریق آزمون استخدامی از بین داوطلبان (آقا) دارای مدرک تحصیلی کارشناسی در رشته های زیر جهت متصدی اموربانکی (ریالی و ارزی) برای شهر اصفهان ، طبق ضوابط نموده و پس از طی مراحل مصاحبه و گزینش به کارگیری شوند .
الف) شرایط عمومی:
1-تابعیت ایران و متعهد بودن به نظام جمهوری اسلامی و اعتقاد به اصل ولایت فقیه.
2-متدین به دین مبین اسلام و مذهب شیعه جعفری اثنی اعشری .
3-دارا بودن کارت پایان خدمت وظیفه عمومی و یا معافیت دائم غیرپزشکی .
4-حداکثر سن داوطلب 25 سال تمام، برای مقطع تحصیلی لیسانس( مدت خدمت سربازی به حداکثر سن داوطلب مرد افزوده میشود) .
5-فرزندان خانواده های نیروهای مسلح، معظم شهدا و جانبازان در شرایط یکسان در اولویت می باشند.
6-وضعیت جسمانی و روانی:
6-1 برخورداری از سلامت کامل جسمی و روانی .
6-2 برخورداری از روابط عمومی مناسب و آراستگی ظاهر.
7-عدم اعتیاد به مواد مخدر ودخانیات .
8-عدم سوء پیشینه کیفری .
ب) شرایط تحصیلی:
1-دارابودن مدرک تحصیلی لیسانس باحداقل معدل 14 ازدانشگاهها و موسسات آموزش عالی مورد تائید وزارت علوم تحقیقات وفناوری در رشته های تحصیلی زیر: - حسابداری - علوم بانکی - مدیریت بازرگانی - رایانه
2-دارندگان معدل 17 به بالا در رشته های فوق ضمن اولویت در جذب ،از شرکت در آزمون کتبی نیز معاف می باشند.
3-دارابودن گواهینامه پایان دوره مهارت های هفت گانه ICDL و یا تسلط برکاربری رایانه.
4-تسلط نسبی به زبان انگلیسی .
5-بومی بودن در شهر ( داشتن حداقل 10 سال سکونت )
ج) مدارک مورد نیاز برای شرکت در آزمون :
1. فرم تکمیل شده اطلاعات فردی.
2. تصویر مدرک تحصیلی .
3. عکس درابعاد 4×3 که طی یک ماه اخیرگرفته شده باشد.
اینکه میگن مرد و حرفش یعنی چی ؟
بابا بزرگم میگه قدیما مردم با حرف با هم معامله میکردن و داد و ستد میکردند اما حالا چی ؟
میگه اون روزا هر کسی برای حرفی که میزد اهمیت قائل بود و به قول خودش وفا میکرد اما امروزه مردم با صدتا چک و سفته و ... داد و ستد میکنن اما هیچ فایده ای نداره .
چرا مردم برا خودشون ارزش قائل نمیشن ؟ شاید بگید دوره زمونه عوض شده ! اما من نظرم اینه که امروزه همه چیز تحت شعاع پول قرار گرفته ! اصلا این پول چیه و چیکار میکنه ؟ آیا پول مقام و منزلت میاره ؟ آیا پول به آدم شخصیت میده ؟ آیا پول همیشه ماندگاره ؟ یا بهتره اینجور بگم که آیا پول یه آدم بعد از مرگش به جا میمونه ؟ نمیدونم چرا مردم حاضرند همه چیزشونو بدن تا پول بدست بیارن اما آیا بعد میتوند با پول چیزایی رو که از دست دادن به دست بیارن ؟
هر جا که میری راجع به پول میکنن و برای همه چیز بر اساس پول قیمت میذارند ؟ کی میتونه به من بگه که شخصیتش را چن میفروشه ؟ کی میتونه بگه که آبروش چن می ارزه ؟ کی میتونه برا وجدانش قیمت تعیین کنه ؟ کسی هست که زندگیشو به مناقصه یا مزایده بزاره ؟ کی میتونه برای شادی نرخ تعیین کنه ؟ نمیدونم چرا و چه جوری بعضیا خیلی راحت وجدان و شرف و آبرو و سایر داراییهاشونو به حراج میزارند بخاطر اینکه به پول برسن . از شما که حسابدارید می پرسم که آیا تو دارایی یک فرد با ارزش تر از پول چی هست ؟
خدا جون میبینی وقتی بحث تو و پول باشه ................
نمیخام ادامه بدم فقط اینو بگم که از یکی پرسیدم که شیری یا روباه گفت همه گرگ اند منم بهش گفتم که گرگ شدن هنر نیست میون گرگ ها آهو موندن هنره !
ببخشید نمیدونم چرا اینا را اینجا گفتم
در پایان بگم که درد رو از هر طرف بخونه میشه همون درد ! اما درمان رو اگه برعکس بخونی میشه نامرد مواظب باشید که واسه دردتون به هر درمانی تن ندید .

MP3 – 320
Hamed Zamani – Emrooz Hanoz Tamom Nashodeh
MP3 – 128
Hamed Zamani – Emrooz Hanoz Tamom Nashodeh

MP3 – 320
Meysam Ebrahimi – Be To Madyoonam
MP3 – 128
Meysam Ebrahimi – Be To Madyoonam

(موزیک پشت زمینه)
MP3 – 320
MP3 – 128
متن شعرها در ادامه مطلب
چهره کودک شما ترکیبی از چهره شما و چهره همسر شماست! حالا تو این اوضاع که مردم قبل از به دنیا آمدن بچه شان حتی صد در صد نمی دانند که پسر است یا دختر، فکر کنید شما حتی یک عکس از بچه تان در یک سالگی دو سالگی دارید!!

برای این کار لازم نیست به دکتر بروید یا پیش یک جادوگر که داخل گوی اش چهره فرزند شما را به شما نشان بدهد! فقط کافی است پشت کامپیوتر خود بنشینید و یک عکس از خود و همسرتان را به سایتی که در ادامه معرفی می کنم آپلود کنید و چهره فرزند خود را ببینید! بعلاوه این سایت مثل دکترها و جادوگرها هیچ مبلغی از شما دریافت نمی کند و رایگان است.
همچنین این سایت تصویری از افراد مشهور نیز دارد (زن و مرد) که شما می توانید در صورت نداشتن همسر از آن تصاویر استفاده کنید! شما می توانید از جرج بوش تا برد پیت، آنجلینا جولی و... را انتخاب کنید یا اگر هم تصویر همسرتان را دارید، تصویر او را آپلود کنید!!
قدم به قدم با ما باشید تا به شما چهره فرزند آینده تان را نشان دهیم:
1- ابتدا وارد سوید: www.makemebabies.com
2- در قسمت Upload Your Photo، عکسی از خود که چهره تان واضح باشد را وارد و آپلود کنید. روی go کلیک کنید. (فرمت تصویر باید Jpeg)
3- حالا عکس شما را نشان می دهد اگر نیاز به برش دارد انجام دهید و اگر احتیاجی ندارد روی Next کلیک کنید!
4-حالا شما باید چهره همسر خود را وارد کنید! شما می تواند از لیست تصایر افراد مشهور استفاده کنید یا چهره همسرتان را آپلود کنید.
5- اگر چهره همسرتان را وارد بعد از آپلود تصویر را به شما نشان می دهد که اگر خواستید برش بدهید، اگر هم نخواستید روی next کلیک کنید.
اگر از لیست افراد مشهور انتخاب کردید کار ساده تر است و شما بعد از آن صفحه ثبت نام را می بینید که می توانید از آن با کلیک Skip بگذرید!
6- حالا شما عکس خود و همسر خود را می بینید، زیر آن قاب هایی را می بینید که یکی از یکی زیباتر است، یکی از آنها را انتخاب کنید تا تصویر کودک دلبندتان در آن قرار گیرد!
7- حالا باید جنسیت او را انتخاب کنید! شما می توانید تعیین کنید پسر باشد تا دختر! یا می توانید این انتخاب را به خود سایت بدهید! از آنجا که کار از محکم کاری عیب نمی کند یکبار پسر و دفعه دوم دختر انتخاب کنید.
8- حالا ملیت که مربوط به رنگ پوست می شود را تعیین کنید! آفریقا (سیاه پوست)، هند و اروپائی سفید پوست) یا مختلط... این سایت ادعا می کند اگر تعیین رنگ یا ملیت را به سایت بسپاریم که خودش اتوماتیک تشخیص دهد، تا 90 درصد به واقعیت نزدیک تر است!!! برای این کار بگذارید حالت پیش فرض که همان Auto-Detcet باشد!
9- حالا اسم فرزند خود را نیز انتخاب کنید!
باعرض سلام خدمت دوستان عزیز
روز جمعه قرار بود مراسم قرعه کشی جام جهانی مستقیما از صداوسیما پخش بشه که به دلیل پوشش نامناسب مجری خانم این مراسم پخش نشد . بعد از اینکه اقای فردوسی پور دلیل عدم پخش مراسم را گفتند حملات به مدل معروف برزیلی و حتی مسی در فیس بوک اغاز شد . کاربران ایرانی ضمن حمله به مدل معروف او را یک فاحشه خواندند . انگار نه انگار که ما از تمدنی چندین هزار ساله و دین اسمانی برخورداریم .

من نمی دونم تاکی باید شاهد این رفتار ها باشیم . این حرکت ایرانی ها با عقل، منطق ،وشرع مخالف بود.من هر چی فکر میکنم نمی تونم با خودم کنار بیام که دلیل حمله به مسی چه بود ؟
به نظر شما اگر این مراسم مستقیما از تلویزیون پخش میشد چند نفر منحرف میشدند که صداوسیما از پخش ان امتناع ورزید ؟

سلام، امروز ۱۶ آذرماه، دقیقا چهارسال از شروع کار وبلاگ میگذره، شاید بعضی دوستان سری به ارشیو بزنند و بگند اولین مطلب ۱۴ آذر ثبت شده چرا پس روز تولد را ۱۶ اعلام کرده اید؟ در پاسخ باید عرض کنم که ۱۴ اذر سال ۸۸ روزی بود که من خبر بدنیا امدن وبلاگ را چه در موسسه و چه در وب اعلام کردم و در واقع دو روز از قبل از تولدش، شرایط رونمایی از اون را فراهم کردم، اسمش را هم جسارتا از قبل انتخاب کرده بودم. به همین چشم به هم زدن کوتاه، ۱۴۶۱ روز از آن وقت گذشته، لذا فوت کردن شمع این کیک را به همه بازدید کنندگانی تقدیم میکنم که آمار بازدیدشون مرز ۸۵۰۰۰ را رد کرده و مسلما دیده شدن وبلاگ توسط این عزیزان، باعث شده که این کودک به حیات خودش ادامه بده. در واقع دوستان این نوزاد فسقلی را آنچنان در زیر سایه مادری خود اطعام کردند که توانست پس از برهه ای ضعیفی و لاغر شدن؛ رشد نماید و حال بعد از ۴ سال تیدیل به کودکی تپل گردد، درنتیجه بهتره که دیگه کم کم از شیر گرفته بشه و بره سمت نونهالی و نوجوانی. این امر محقق نمیشه مگر با یاری دوستان، من هم که به نوبه خود خورد و خوراکش را تهیه میکنم.
از امروز بغیر از وبلاگ؛ با ایجاد صفحه در شبکه اجتماعی ف.ی.س.بو.ک ، میخواهم دید این کودک را از فضای بسته و محدود خانه همیشگیش، کم کم به محیط های دیگر نیز آشنا نمایم. امیدوارم که دوستان نیز با حضور و فعالیت خود، مرا در این تصمیم یاری رسانند، تا اینکه مبادا این طفل معصوم، منزوی گردد.
فکر میکنم این جمله نیز صدق کنه که این کودک قراره همراه کنونی و عصای پیری همه ما شود و حالا حالاها شاید تنها پل ارتباطی بین چند دانشجویی باشه که ۲ سال از بهترین سالهای زندگیشون را کنار هم زندگی کردند و بجورایی به هم وابسته شدند، اما حالا که دیگه اون فرصت مهیا نیست و بعضا هم گرفتاریها باعث میشه تا گرد هم جمع نشوند، بتونه علاوه بر تجدید خاطراتشون، پیوندشون را محکم تر کنه و دوستان را مثل زنجیر بهم متصل کنه و خلاصه اینکه نگذاره به راحتی، قسمت کوچک و البته مهمی از زندگی همه ما، به دست فراموشی سپرده بشه.
در آخر هم باید نام برنده قرعه کشی نظرسنجی را اعلام کنم که طبق معمول خانم یزدانی مقدم نیست و این دفعه قرعه به نام شورای محترم یا همون محمد خلیل طهماسبی عزیز در آمد. ایشان از فردا میتونند با در دست داشتن اصل شناسنامه؛ با بنده تماس حاصل نمایند تا نسبت به تحویل جایزشون البته هروقت که درآمدهای تبلیغاتی وبلاگ تحقق یافت، اقدام گردد.
حرف برای گفتن و نوشتن زیاده، اما فرصت هم همینطوره، لذا خیلی حرفهای دیگه را میگذارم برای فرصت ها بعدی و شما را به گوش دادن پشت زمینه صوتی (موزیک تولد با صدای استاد محمد نوری) به مناسبت تولد این کوچولوی دوست داشتنی دعوت میکنم.
فعلا خدانگهدار

جامعه حسابداران رسمی و انجمن حسابداران خبره ايران نيز به عنوان یکی از اعضای فدراسيون بين المللی حسابداران در آذر سال 1386 از 15 تا 21 آذرماه هرسال را به عنوان هفته حسابداری و روز 15 آذرماه را به عنوان روز ملی حسابدار نامگذاری نموده اند.

گویند در روزگار کهن، در دیاری دور، در مکتب حسابداری میان علمای فن بحثی عظیم درافتاد که : حسابداری چیست؟ علمای مذکور در باب تعریفی از حسابداری سخت اندیشه کردند! لیکن از آنجا که هنوز صنعت چاپ ابداع نگردیده بود و لاجرم کتب و نشریات حسابداری از دسترس این جمع مشتاق به دور! و نیز به دلیل عدم وجود اینترنت و منابع ومجلات آن لاین و دیجیتال و عدم وجود سایتها و وبلاگهای متعدد حسابداری ( به ویژه وبلاگی وزین اینچونین!!) ، این مسئله عظیم همچنان لاینحل ماند و آن جمع مشتاق در حل این معما سرگشته و حیران!
راویان شیرین سخن چنین حکایت کنند که ، علمای حسابداری هنوز غرق حیرت و تفکر در باب تعریف حسابداری بودند که استادی به جمال علم آراسته از باب تقرب ادیان و تقرب اذهان! بانگ همی برداشت که ای جماعت ، حسابداری علم است یا هنر ؟ وبه این شکل بر حیرت و شگفتی جمع بیافزود و همه حیران و سرگردان و البته انگشت به دهان، که علم چیست؟ و هنر کدام است؟ و اصولاً حسابداری به جز از بهر گردآوری مدرکی چند، به چه کار دگرم باز آید؟!! و هرچه به استاد نگریستند و در باب آنکه علم چیست و هنر به چه معناست در بحر تفکر غوطه ور گشتند، هیچ افاقه نکرد!!! ولذا علمای مذکور تا به امروز در پاسخ به این سوال که بالاخره حسابدرای چیست ؟ و تعریفی ساده از آن بیان نمایید حیران و دل نگران ماندند!!
الغرض، امروز و از پس روزگاری چند از این ماجرای سراسر پند!! برآن شدم که به ساده ترین و واضح ترین حالت ممکن جوابی مختصر در راستای این مسئله لاینحل تقدیم کنم، باشد که علمای آتی این حرفه را از ادامه این مسیر برهانم! و اسبابی فراهم سازم تا در قالب طنز به دوستانی که در سالیان بعد به مقاطع بالاتر قدم می گذارند حکایتی و هدایتی دوستانه پیشکش کنم که : مبادا و مبادا زمان و انرژی خود را صرفاً در جهت کسب مدرک هزینه نمایید و مبادا که با داشتن مدارک رنگین در پاسخ به بدیهیات رشته خود وابمانید که در این صورت این همه تلاش و زحمت حاصلی به جز تکه ای کاغذ نخواهد داشت! که نه باعث افتخار است و نه افزایش مال !!
دوستان حسابدار من، روزها درگذرند و زمان سرمایه ای گران بهاست. به آنچه میخوانید با علاقه بنگرید و در استحکام پایه های علمی خود بکوشید و این امر محقق نخواهد گشت مگر آنکه هدف خود را معین کنید. به راستی هدف شما از تحصیل در مقاطع بالاتر چیست؟ راه با اولین گام مشخص می شود و هدف روشنایی بخش مسیر است. تا به حال چقدر اندیشیده اید که هدف شما از قبولی در کنکور کارشناسی ارشد وسایر مقاطع علمی چیست؟ اشتیاق به آموختن یا رویای مدرک اندوختن ؟!
واما حسابداری چیست؟ از حسابداری تعاریف متعدد و گوناگونی ارائه شده است که طی گذر زمان از ایده فن ( هنر) به ایده علم میل نموده است، هرچند هنوز برای حسابداری تعریفی جامع که بی کم و کاست مورد پذیرش همگان باشد قابل ارائه نیست لیکن بهترین و متداول ترین تعریف از حسابداری که با پذیرش وسیع تری در جامع علمی روبه رو بوده است، آن است که : حسابداری یک سیستم اطلاعاتی است که هدف آن ارائه اطلاعات مفید جهت تصمیم گیری به استفاده کنندگان درون سازمانی و برون سازمانی است، و در این راستا دادهها ( اطلاعات خام) را دریافت کرده، پردازش نموده و به صورت ستانده های قابل استفاده (مانند صورتهای مالی) در اختیار استفاده کنندگان قرار میدهد.
و اما علم چیست؟ و هنر کدام است؟! هرچند همه ما تصویرو ادراکی ذهنی از این دو مقوله را داراهستیم، لیکن یک تعریف جامع، یکتا و منحصر به فرد برای این عناوین نیز قابل بیا نیست در ساده ترین حالت ممکن میتوان گفت : طابق با تعریف siepmann : " علم شامل یک زمینه مطالعه میباشد که تلاش میکند ماهیت جهان یا بخشی از آن را توصیف کند. " ( مثلاً بخش حسابداری!!)
و هنر در معنای عام وانتزاعی به هر گونه فعالیتی اشاره دارد که هم خود انگیخته و هم مهار شده باشد. ( پاکباز، 1378). نکته : به خود انگیخته بودن در این تعریف توجه کنید! به طور مثال فرد حسابداری در منزل نشسته است و ناگهان به تخیل آن هنرمند گرامی الهام میشود که از این پس به شیوه ای جدید و خود ساخته به انجام این هنر اهتمام ورزد !!
و بالاخره حسابداری علم است یا هنر؟ در طول زمان هر دو این موارد موافقان و مخالفانی داشته است اما آنچه امروزه مورد پذیرش اکثر صاحب نظران حسابداری است آن است که حسابداری به طور بالقوه یک علم است. هنر بر تحلیل و تفسیر شخصی هنرمند متکی است به طور مثال بسیار محتمل است که 2 هنرمند از شی واحد با توجه به سبک هنری خود تصاویری متفاوت ترسیم نمایند در صورتی که در علم لازم است تا موضوع مورد مطالعه و روش اندازه گیری آن به طور گسترده ای مورد توافق اکثر صاحب نظران مربوطه قرار گیرد ( برای مطالعه بیشتر رجوع شود به کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ).
در مجموع حسابدار مجاز نیست سلیقه شخصی خود را در اندازه گیری و مباحث مربوط به این حرفه وارد نماید درحالی که هنر بر سلیقه فردی شخص متکی است. و لذا با اطمینان قریب به یقین میتوان گفت که : حسابداری واجد شرایط علم بودن است. تمام .
من هم به نوبه خود این روز را به همه ی عزیزانی که
در حوزه ی حسابداری فعالیت دارند تبریک عرض می نمایم.
پنهان کاریهای او شک بعضیها را برانگیخته بود. جزو غواصهایی بود که باید به عنوان اولین نیروهای خط شکن وارد خاک دشمن میشد. هر بار که میخواست لباسش را عوض کند میرفت یک گوشه، دور از چشم همه این کار را انجام میداد. روحیه ی اجتماعی چندانی نداشت. ترجیح میداد بیشتر خودش باشد و خودش. من هم دیگر داشتم نسبت به او مشکوک شدم. بچهها برای عملیات خیلی زحمت کشیده بودند. هر چه تاکتیک مربوط به مخفی نگه داشتن اسرار نظامی بود را، پیاده کرده بودند. همه ی امور با رعایت اصل (اختفا و استتار) پیگری میشد، حتی اغلب سنگرها و مواضع ادوات را با شاخههای نخل پوشانده بودیم. با رعایت همه این اصول حالا در آخرین روزهای منتهی به عملیات، کسی وارد جمع ما شده بود که مهارت بالایی در غواصی داشت، منزوی بود و حتی موقع تعویض لباس، جمع را ترک میکرد و به نقطهای دور و خلوت میرفت.
بعضی از دوستان، تصمیم گرفته بودند از خودش در اینباره سوال کنند و یا در صورت لزوم او را مورد بازرسی قرار دهند تا نکند خدای ناکرده، فرستندهای را زیر لباس خود پنهان کرده باشد. آن فرد هم بی شک آدم ساده و کم هوشی نبود، متوجه نگاههای پرسش گر بچهها شده بود. یک شب موقع دعای توسل، صدای نالههای آن برادر به قدری بلند بود که باعث قطع مراسم شد. او از خود بی خود شده بود و حرفهایی را با صدای بلند به خود خطاب میکرد. میگفت: «ای خدا! من که مثل اینها نیستم. اینها معصوم اند، ولی تو خودت مرا بهتر می شناسی... من چه خاکی را سرم کنم؟ ای خدا!»
سعی کردم به هر روشی که مقدور است او را ساکت کنم. حالش که رو به راه شد در حالی که اشک هنوز گوشه ی چشمش را زینت داده بود، گفت: «شما مرا نمیشناسید. من آدم بدی هستم. خیلی گناه کردم، حالا دارد عملیات میشود. من از شما خجالت میکشم، از معنویت و پاکی شما شرمنده میشوم...» گفتم: «برادر تو هر که بودهای دیگر تمام شد. حالا سرباز اسلام هستی. تو بنده ی خدایی. او توبه همه را میپذیرد...» نگاهش را به زمین دوخت. گویا شرم داشت که در چشم ما نگاه کند. گفت: «بچهها شما همهاش آرزو میکنید شهید شوید، ولی من نمیتوانم چنین آرزویی کنم.»
تعجب ما بیشتر شد. پرسیدم: «برای چه؟ در شهادت به روی همه باز است. فقط باید از ته دل آرزو کرد.» او تعجب ما را که دید، گوشه ی پیراهنش را بالا زد. از آن چه که دیدیم یکه خوردیم. تصویر یک زن روی تن او خالکوبی شده بود. مانده بودیم چه بگوییم که خودش گفت: «من تا همین چند ماه پیش همهش دنبال همین چیزها بودم. من از خدا فاصله داشتم. حالا از کارهای خود شرمندهام. من شهادت را خیلی دوست دارم، اما همهش نگران ام که اگر شهید شوم، مردم با دیدن پیکر من چه بسا همه ی شهدا را زیر سوال ببرند. بگویند اینها که از ما بدتر بودند...»

بغضش ترکید و زد زیرگریه. واقعاً از ته دل میسوخت و اشک میریخت. دستی به شانهاش گذاشتم و گفتم: «برادر مهم این است که نظر خدا را جلب نماییم همین و بس.» سرش را بالا گرفت و در چشم تکتک ما خیره شد. آهی کشید و گفت: «بچهها! شما دل پاکی دارید، التماستان میکنم از خدا بخواهید جنازه ای از من باقی نماند. من از شهدا خجالت میکشم... .»
آن شب گذشت. حرفهای او دل ما را آتش زده بود.حالا ما به حال او غبطه میخوردیم. دل با صفایی داشت. یقین پیدا کرده بودیم که او نیز گلچین خواهد شد. خدا بهترین سلیقه را دارد.
شب عملیات یکی از نخستین شهدای ما همان برادر دل سوخته بود. گلوله ی خمپاره مستقیم به پیکرش اصابت کرد. او برای همیشه مهمان اروند ماند.
راوی: محمد رعیتی/ از رزمندگان لشکر ویژه 25 کربلا

صدا کن مرا ای صدای تو خوب/ دلی تنگ دارم مثال غروب
دلی تنگ دارم دلم جای توست/ دلم تشنه همدلی های تواست
من آنم که از بیدلی خسته ام/ چو خاری ز بی حاصلی خسته ام
بیا در من ایثار خورشید باش/ به دشت دل آوای امید باش
بیا با بهار آشنا کن مرا / دلی تنگ دارم صدا کن مرا
ثبت سوم دسامبر با عنوان روز جهاني معلولان در تقويم ملت هاي مختلف جهان، بهانه اي است براي اينكه بار ديگر مسائل و مشكلات مربوط به بزرگترين اقليت جهان در اذهان پر دغدغه مردم و مسئولان تداعي شود. اين روز به مناسبت تصويب قانون برنامه جهاني در ارتباط با معلولين از سوي مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سال 1992 نامگذاري شد تا شايد براي ارتقاء رشد اذهان عمومي، افزايش آگاهي مردم و تقويت حس مشاركت آنها در مسائل مربوط به معلوليت هاي مختلف اقدامي صورت گرفته باشد.
طبق آمار بهداشت جهاني حدود 10 درصد از جمعيت جهان دچار نوعي معلوليت ميباشند. به عبارت ديگر ميتوان گفت معلولان بزرگترين اقليت جهان هستند كه بر اساس اين آمار در حال حاضر بيش از ۶۰۰ ميليون نفر از ساکنان جهان به علل مختلف جسمی، روانی و اجتماعی دچار ناتوانی و معلوليت مي باشند. متاسفانه عقب ماندگي و سطح پايين خدمات بهداشتي و پزشكي موجب شده است كه ۸۰ درصد اين افراد در کشورهای جهان سوم جاي بگيرند و از هر 10 نفر آنها هشت تن زیر خط فقر باشند.
آنقدر در هیاهوی خود ساخته خود غرق شديم که فراموش كرديم در چند قدمی ما كساني هستند كه مثل من شما حق حيات دارند، نياز به امكانات بهداشتي و خدماتي دارند، تفريح و سرگرمي مي خواهند، شغل، درآمد، مسكن، ازدواج و همه نيازهاي يك فرد عادي حق طبيعي آنها است. به اميد روز كه شاهد جوانه زدن استعدادهاي خاموش معلولان و دل گرمي ديده پر رنج شان باشيم...
شما را به دیدن ۲ کلیپ زیر دعوت میکنم:
سلام
آیا میدونستید که این دنیا هم مجهز به دوربین های مدار بسته است ؟ چند وقتی بود که به هر مغازه یا فروشگاه یا مکانهای مهم میرفتم با این جمله روبرو می شدم که " این مکان مجهز به دوربین مدار بسته است " برام جای سواله که چرا این جمله را مینویسند و در دید مردم قرار می دهند ؟ منظورشون چیه ؟ البته به نظر خودم شاید جنبه تذکر داشته باشه ! بعد با خودم گفتم این مغازه یا فروشگاه دوربین داره پس حتما دنیایی که خدا آفریده و هدفی والا از آفریدنش داشته هم باید دوربین مدار بسته داشته باشه که پس از پیگیری های فراوان به این موارد دست پیدا کردم . امیدوارم که برای دوستان مفید واقع بشه !
۱- آیه ۱۴ سوره علق
۲- آیه ۴۵ سوره احزاب ( این آیه اشاره به پیامبر اکرم (ص) داره )
۳-آیه ۱۰۵ سوره توبه ( این آیه اشاره به امامان معصوم داره )
۴- آیه ۱۵۴ سوره بقره ( این آیه اشاره به شهدا داره )
۵- آیه ۱۸ سوره ق ( این آیه اشاره به ملائکه داره )
۶- آیه ۴ سوره زلزال ( این آیه اشاره به زمین داره )
۷- آیه ۲۰ سوره فصلت ( این آیه اشاره به اعضا و جوارح داره )
۸- آیات اول سوره بروج ( این آیه اشاره به زمان داره )
به نظر میرسد میانگین ایرانیها تقریبا در مورد همه چیز و همه کس اظهار نظر میکنند؛ بعضا با قاطعیت.
عبارات من نمیدانم، من اطلاع ندارم، من به اندازه کافی اطلاع ندارم، من مطمئن نیستم، من باید سئوال کنم، من باید فکر کنم، من شک دارم، من در این باره مطالعه نکردهام، من این شخص را فقط یک بار دیدهام و نمیتوانم در مورد او قضاوت کنم، من در مورد این فرد اطلاعات کافی ندارم، اجازه دهید من در این رابطه سکوت کنم، فردا پس از مطمئن شدن به شما خبر میدهم، هنوز این مساله برای من پخته و سنجیده نیست و مشابه این عبارات در ادبیات عمومی ما، بسیار ضعیف است. تصور کنید اگر بسیاری از ما این گونه با هم تعامل کنیم، چقدر کار قوه قضائیه کم میشود. چقدر زندگی ما اخلاقیتر میشود و از منظر توسعه یافتگی چقدر جامعه تخصصیتر میشود.

در چنین شرایطی، خبرنگار تلویزیون در مورد برنامه هستهای، نظر راننده تاکسی را نخواهد پرسید. اقتصاددانی که یک مقاله پزشکی را خوانده، خوددرمانی نخواهد کرد و شیمیدانی که هر روز روزنامهها را میخواند در مورد آینده اقتصاد ایران و وضعیت سیاسی چین اظهار نظر نخواهد کرد؛ چه سکوتی برقرار میشود! و همه به خود و مثبت و منفی برنامههای خود میپردازند و کمتر سراغ سر درآوردن از کارهای دیگران میروند؛ غیبت کم میشود و تهمت و توهین به حداقل میرسد.. یک دلیل این که تولید ناخالص داخلی آلمان بیش از دو برابر جمع تولید ناخالص داخلی ۵۵ کشور مسلمان است، این به خاطر تمرکز مردم به کار و فعالیت و کوششهای فردی است.
اتفاقا چون بسیاری از ما برای خود کم وقت میگذاریم و خود را کشف نمیکنیم، به بیرون از خودمان و توجه دیگران نیازمند میشویم. به همین دلیل، نمایش دادن در میان ما بسیار جاری و قدرتمند است، چون در مورد خود نمیتوانیم پنجاه صفحه بنویسیم، از انتقاد حتی انتقادی ملایم، خشمگین میشویم، چون احساسی بار میآییم و بنابراین ضعیف هستیم، اعتماد به نفسمان کم است.
عموما ظاهر خود را میآراییم و در مخزن باطن ما، سه قفله باقی میماند. افراد ضعیف جامعه ضعیف را به ارمغان میآورد.
در برابر کم حرف زدن و کم قضاوت کردن، فکر و دقت قرار میگیرد. ارزش هر انسان مساوی با مقدار زمانی است که برای فکر، کشف خود و خلاقیت اختصاص میدهد. سکوت فراوان بهترین فرآورده کم قضاوت کردن است. در این مسیر، محتاج کتاب خواندن، گفتوگو و مناظره هستیم. با آگاهی و دانش میتوان انسان بهتری بود و به همین دلیل، نیازمند آموزش هستیم. به امید روزی که تلویزیون کشور برای ارائه دیدگاه در ۲۵ موضوع مختلف از یک نفر استفاده نکند.
نقل از دکتر محمود سریع القلم ؛ استاد علوم سیاسی در دانشگاه شهید بهشتی

با نهایت تاسف و تاثر به اطلاع میرساند خانم دکتر زهره کسائیان رئیس موسسه صبح صادق به رحمت ایزدی پیوستند. از خداوند بزرگ علو درجات براي ايشان و صبر و شكيبائي براي خانواده محترمشان مسئلت مي نمائيم.
مراسم هفتمین روز درگذشت مرحومه مغفوره روز جمعه ۸ اذر ماه از ساعت ۹ الی ۱۱ در مسجد سید اصفهان برگزار خواهدشد.
مثل اینکه خبرهای خوش هنوز هم ادامه داره از پیروزی اقای روحانی گرفته تا موفقیت تیم های ملی فوتبال ، والیبال ، کشتی ، فوتبال ساحلی و اخریش هم به توافق رسیدن ایران با قدرت های جهان پس از یک دهه ناکامی. جا داره به تیم مذاکره کننده ی ایرانی خسته نباشید بگیم که با سربلندی و دست پر به ایران باز گشتند .
همچنین از عزیزانی که درگیر بیماری های خاص بودند یادی کرد که توی این چند ماه گذشته فشارهای فوق العاده زیادی را تحمل کردند .


دیدار فینال سومین دوره مسابقات جام بین قارهای فوتبال ساحلی بین دو تیم ایران و روسیه از ساعت ۲۰ امروز (شنبه) در امارات آغاز شد که در پایان ایران توانست با یک بازی زیبا مقابل روسیه با نتیجه ۴ بر ۳ به برتری برسد و عنوان قهرمانی را از آن خود کرد. در دیدار ردهبندی نیز امارات توانست ۸ بر ۷ سوئیس را شکست دهد و عنوان سومی را از آن خود کند. روسها در دو دوره گذشته این رقابتها عنوان قهرمانی را از آن خود کرده بودند. همچنین این تیم در جام جهانی نیز عنوان قهرمانی را کسب کرده بود.
در این دوره از مسابقات ۸ تیم حضور داشتند که رتبه تیمها به شرح زیر است: ۱- ایران ۲- روسیه ۳- امارات ۴- سوئیس ۵- برزیل ۶- ایتالیا ۷- مکزیک ۸- مراکش