آهنگ مجنون از معین
این آهنگ شاد واسه خسته نباشید به کلیه دوستان که چند ماهی را
سختی کشیدن تا امتحان ارشد را به خوبی پشت سر بگذارند.

ترانه سرا: مریم حیدرزاده - آهنگ و تنظیم: رامین زمانی
این آهنگ شاد واسه خسته نباشید به کلیه دوستان که چند ماهی را
سختی کشیدن تا امتحان ارشد را به خوبی پشت سر بگذارند.

ترانه سرا: مریم حیدرزاده - آهنگ و تنظیم: رامین زمانی

بازی ساده، سرگرم کننده و گروهی «منچ» ۹۷ ساله شد. ۹۷ سال پیش، یعنی در سال ۱۹۱۴ میلادی، یکی از اهالی شهر مونیخ آلمان به نام یوزف فریدریش اشمیت، نوعی بازی دسته جمعی اختراع کرد. این بازی را امروزه همه ما می شناسیم. این بازی در کشور ما به نام «منچ» مشهور شده، اما نام اصلی اش این بوده است: «آدم! عصبانی نشو!» (! argere Dich nicht! Mensch)
بازی، ابتدا چندان مورد استقبال عموم قرار نگرفت و کسی آن را نخرید به این ترتیب سازنده آن مجبور شد، سه هزار تا از آن را در جنگ جهانی اول به سربازان آلمانی ببخشد. پس از پایان جنگ، گروهی از سربازها سوغات جالبی را با خود به خانه آوردند و خیلی زود، این بازی ساده، به یکی از پرطرفدارترین بازی های خانوادگی تبدیل شد. در «منچ» هر فرد چهار آدمک دارد که باید با ریختن تاس و حرکت بر روی یک مسیر مشخص، این آدمک ها را از خانه شروع به خانه های پایانی ببرد. هر آدمک، فقط با عدد شش تاس از خانه شروع بیرون می آید و بازی را شروع می کند. آدمک ها می توانند آدمک های رقیب را اگر در مسیرشان باشند، بزنند و به خانه شروع برگردانند. در این بازی هر قدر هم پیش باشی، باز هم ممکن است در آخرین لحظه آدمکت زده شود و به خانه شروع برگردی. اگر تاس یاری ات نکند، ممکن است چند دور آدمکت در خانه شروع بماند. فقط نباید عصبانی شوی و باز باید برای پیروزی از اول شروع کنی! شاید دلیل نام اصلی بازی هم همین باشد؛ «آدم! عصبانی نشو!».
یوزف فردریش اشمیت، در سال ۱۸۷۱ در شهر آمبرگ آلمان متولد شد. او کارگاه کوچکی در شهر مونیخ داشت و وسایل بازی و سرگرمی می ساخت. تا به امروز نزدیک ۸۰ میلیون نسخه از بازی منچ در سراسر جهان فروخته شده است. شاید آسان بودن شیوه این بازی باعث شد که بزرگ و کوچک به راحتی شیوه این بازی را بفهمند و بازی کنند. دلیل دیگر موفقیت این بازی از جنبه روان شناختی، در حس امیدواری، خشم، پیروزی و هیجان است؛ لذت تلاش برای موفق شدن، میل به هدف رسیدن و حتی خشمی که وقتی در نزدیکی رسیدن به هدف می بازی و مجبور می شوی از نو آغاز کنی.بازی «آدم! عصبانی نشو!» در کشورهای مختلف جهان با نام های مختلف عرضه شده است.
برای این بازی قدیمی رکوردهایی هم ثبت شده است: مثلاً طولانی ترین بازی منچ در سراسر جهان، پس از ۱۲۱ ساعت به پایان رسید و در طولانی ترین بازی منچ در زیر آب، رکورد ۳۶ ساعت را ثبت کرده اند. بزرگ ترین زمین بازی منچ به ابعاد ۶*۶ متر و پر شرکت کننده ترین آن با ۳۰۰ شرکت کننده انجام شده است.هنوز پس از گذشت ۹۰ سال و با وجود انواع بازی های پیشرفته رایانه ای، منچ از پرطرفدارترین بازی های دسته جمعی مردم جهان است.
در اين دنياي عجيب و غريب از ديدن خيلي از چيزها هاج و واج مي شوي اين هم گوشهاي از آن اطلاعات عجيب . در اين دنياي سرشار از شگفتي نميشه خيلي از چيزها را باور نكني ....

پیست اسکی کوهرنگ
جمعه ۵ اسفند نود ۷ صبح الی ۷ شب
هزینه بدون پذیرائی و ناهار ۱۰ هزار تومان
جهت ثبت نام با شماره اینجانب تماس بگیرید
مهلت ثبت نام تا سه شنبه ۲ اسفند
سلام، گله دارم از اغلب دوستان، گفتنش فایده که ندارد هیچ،دفتر خاطرات را تلخ میکند، بماند تا بعد که پاسخ این بی توجهی ها و بی مهری ها را خواهم داد، اینکه خودم هم خاطره ننوشتم بخاطر دلسردی از وبلاگ است، از کمبود مطالب و ناچیز بودن نظرات.
اما از خانم یزدانی مقدم با ادبی ترین خاطره، احسان جانی با باجزئیات ترین خاطره و حمید طاهری با جمع و جور ترین خاطره که در دفتر خاطرات به یادگار گذاشتند، تشکر ویژه میکنم. با اینکه قرار بود فردی جایزه بگیره که بهترین خاطره را نوشته باشه (خانم یزدانی) اما به احترام توجه و اهمیت افراد مذکور به هر ۳ نفر هدیه ای اهدا خواهد شد.

امروز هم مثل هر روز،حس کردم از روزهای پیش قدری بیشتر این روز را دوست دارم و باید قدر لحظه ، لحظه اش را بدانم. شوق دیدن دوستان و همکلاسیها باعث شده بود که، انتظار رسیدن امروز، دیگر برایم معنایی نداشته باشد. امروز با پرواز دستهای صمیمی که ،در جستجوی دوستانشان بودند آغاز شد. امروز مثل قطار دنباله داری بود که دلم نمی خواست، هیچ گاه به پایان برسد و یک لحظه هم توقف کند. انگار بیش از هزار پنجره داشت که از پشت هر پنجره ،تصویر همکلاسیها را در قاب متفاوت از همیشه می دیدم. امروز همچو شعر حافظ بود،شرحش غیر ممکن و تفسیرش محال. همکلاسیها مشغول پوشیدن لباس فارغ التحصیلی بودند،اما در آن زیر زمین تاریک و سراسر سوال ،فقط یک آیینه بود ،دریغ از یک ذره نور و یک پنجره. در آن سالن پر از شور و مهربانی ، پر از لبخند های بی دریغ و بی چشم داشت، همه منتظر دیدن فارغ التحصیلان بودند، چنان که ستاره به چشم صبح و یا شبنم سپیده دمان آفتاب را. مجریی که در همان آغاز کلام با واژه ،واژه و سطر ، سطر کلامش صفحه های دفتر خاطراتم را سیاه کرد و با یک قطعه شعر ناب ، همه را در آسمان رویاها،لابه لای ابرها پرواز داد.جناب دکتر سخن از علم،علم آموزی،زندگی و تعداد رشته های دانشگاه داشت.اما سخن از اینکه دانشجویان در امتداد آن راهروهای کوتاه ،پله های تنگ و تاریک ،صندلی های سرد و فلزی در یک کتابخانه کوچک با عشق درس خواندند،نبود.با این همه تفاوت احساس کردم که کمی بی تفاوتی بد نیست. موسیقی که مثل آرامش ساحل ،گوشنواز بود همه را به تشویق وا داشت.اما آهنگ آشنای صدای همکلاسیها و هم خوانی آنها که مثل عبور نور،مثل صدای آمدن بهار،مثل صدای آمدن روز بود بیشتر گوشنوازی می کرد. زمان همچو خنده های یکریز،ثانیه های گریز،گذشت و طنین خداحافظ همین حالای مجری بود که سکوتم را آب کرد. پدرانی که روزی آرزوی چنین روزی را داشتند،همچو آسمان که در حسرت ستاره باشد و مادرانی که خوشحالی در چهره شان موج می زد و بر لبانشان دعای سر بلندی فرزندشان می تراوید و همسرانی که با عشق،موفقیت همسر خود را تبریک می گفتند،بیش از همه خاطره و ماندگار شد. و در پایان گرفتن عکس یادگاری بود که باعث شگفتی همگان شد. (مریم یزدانی مقدم)
۲ خاطره دیگر در ادامه مطلب
* تو تلویزیون 2 ساعت در مورد سرویس جاسوسی گوگل صحبت میکنند! آخر برنامه که میخواد پست الکترونیک بده آدرس جیمیل میده!
* مجری از طرف میپرسه نظرتون راجع کتاب تو اتوبوس چیه؟ میگه خوبه، هوا گرمه تو اتوبوس باهاش خودمو باد میزنم!
* توی تهران، کل جدول مندلیف رو با یه نفس میکشی تو بدن!
* رفتم داروخونه میگم پماد ضد خارش میخوام, یارو زیر لب میگه نیگا جوونای این مملکت حال ندارن خودشونو بخارونن!
* خواستگار اومده بابام میگه نمیدونم هر چی خودت میگی؟منم گفتم نه! میگه تو غلط کردی مگه بحرف توئه!
* یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون!
*رفتم نمایندگی به مسئولش میگم فرمون ماشین زیاد صدا میده، چه کار کنم؟ میگه صدای ضبط رو زیاد کن!
* قیمت نون سنگک با ویندوز 7 ، یکیه!
.jpg)
میدونید که کجا را باید بخونید ....
این آهنگ به مناسبت جشن فارغ التحصیلیه و به امید اینکه همه دوستان
پله های ترقی را طی کنند و بهترین راه را برای زندگیشون انتخاب کنند.

مسابقه گزارش نويسي از جشن فارغ التحصيلي

فارغ التحصیلان گرامی می توانند تا پایان روز شنبه، بصورت مکتوب و از طریق قسمت نظردهی، گزارش خود را از جشن فارغ التحصیلی درج نمایند. به بهترین گزارش از نظر جامعیت، ادبیات و خلاقیت نویسنده هدیه تعلق خواهد گرفت.
بزودی گزارشات در دفتر خاطرات جشن فارغ التحصیلی نمایش داده خواهد شد
بهلول هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد. پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد. آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت. ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت: - بهلول، چه می سازی؟ بهلول با لحنی جدی گفت: بهشت می سازم. همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت: ......
مهریه های عجیب و غریب گاهی شگفت انگیزتر از آن هستند که بتوانید آنها را باور کنید. مهریه هایی که اگر عاقبتشان به شکایت و دادگاه نرسد، شاید هیچ وقت از وجودشان با خبر نشوید! با این حال، خیلی از کسانی که در گوشه و کنار این کشور ازدواج می کنند، با هزار و یک دلیل سراغ این مهریه ها می روند؛ ترس از آینده، خلاقیت یا حتی علاقه های عجیب شخصی!

بال مگس، دست چپ داماد و آهوی وحشی نمونه ای از این مهریه ها هستند که توضیحات مفصل آن در ادامه مطلب درج شده است.

سلام
حتما شما هم بنرهای تبلیغاتی عنوان مطلب را در اغلب خیابانهای شهر دیدید. شاید براتون سوال شده باشه که قصه این طرح چیه و به شرکت کردن هم فکر کرده باشید مخصوصا با توجه به قسمت رایگان بودنش.
از صفحه اینترنتیش به آدرس http://esfahanonline.ir/?pg=ecitizenRegistration که نمیشه چیزی فهمید. برای دوستان علاقه مند بر اساس اون چیزهایی که طی صحبت با یکی از مسئولان ثبت نام متوجه شدم می تونم بگم که در همایش هایی که از ۲۳ بهمن شروع میشه یک سری سی دی آموزشی به قیمت ۱۲ هزارتومان به افراد داده میشه تا بصورت غیر حضوری و در خانه به کسب آموزشهای الکترونیکی شهروندی بپردازند. انگار اگر سی دی ها هم سالم عودت داده شوند مبلغ مذکور نیز باز گردانده خواهد شد. آخرش هم طی امتحانی که گرفته میشه مدرکی از دانشگاه تهران اعطا خواهد شد/.
به نظرم ضرری نداره دوستان شرکت کنند، فقط یادتون باشه برای ثبت نام حتما کپی کارت ملی و شناسنامه تون را همراه داشته باشید.

یک پژوهشگر هلندی غیر مسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی شده و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می کند. این پژوهشگر غیر مسلمان هلند طی گفتگویی در این باره گفت: « پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می خوانند یا کلمه «ا…» را می شنوند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه «ا…» و تکرار آن و حتی شنیدن آن،موجب آرامش روحی شده و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می کند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می دهد.
وی در ادامه افزود:« بسیاری از این مسلمانان که روی آنان تحقیق می کردم، از بیماری های مختلف روحی و روانی رنج می بردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیر مسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر ا… کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم، زیرا تاثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تاثیری چشمگیر و عجیب بود.»
این پژوهشگر هلندی همچنین گفت:« از نظر پزشکی برایم ثابت شد حرف الف که کلمه ا… با آن شروع می شود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می شود، به ویژه اگر تکرار شود این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می دهد. حرف لام که حرف دوم ا… است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان می شود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه ا… تشدید دارد، در تنظیم و ترتیب تنفس تاثیرگذار است. اما حرف «ها» حرکتی به ریه می دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تاثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می شود.
به راستی که قرآن کریم در آیه ای کریمه می فرماید:
« الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله ألا بذکر الله تطمئن القلوب»
منبع: راه موفقیت – شماره ۲۵
ترجمه متن را در ادامه مطالب بخونید...
بازم خدارو شکر پوچ نیست!

سلام یه روزی از روزهای خدا صبح که از خواب بیدار شدم، بعد از خوردن صبحانه و انجام دادن کارهایی دیگر ، ناخودآگاه به ذهنم رسید که بد نیست یک سری به اینترنت بزنم البته میخواستم به سایت ها و وبلاگ های مشخصی سربزنم. بعد از گذشت چند دقیقه نگاهی به ساعت کردم دیدم که حدود 2 ساعته که در اینترنت هستم و تازه جالب اونجا بود که هنوز به وبلاگ ها و سایت هایی که مدنظرم بود سر نزده بودم . بله درست متوجه شدید من در کوچه پس کوچه های اینترنت گم شده بودم نمیدونم که به چند سایت و وبلاگ سر زده بودم جالب تر اینجاست که حتی اسم وبلاگ یا سایت هایی که به اونا سر زده بودم هم یادم رفته بود . واقعا که عجب فضایی داره اینترنت آدم وقتی واردش میشه گذر زمان را نمیفهمه و معلوم نیست که سر از کجا در بیاری. خلاصه بعد از اینکه به خودم اومدم رفتم سراغ وبلاگ ها و سایت هایی که مدنظرم بود .
ای ول درست حدس زدی این وبلاگ همونی بود که بخاطرش وارد اینترنت شدم .

«شام ایرانی» تنها یک تفاوت با نمونه ماهواره ای آن دارد و آن هم حضور هنرمندان سینما به عنوان میهمان می باشد. در اینجا هنرمندان ایرانی میزبان و مهمان هستند که این خود عاملی شده در بداهه گویی ها و بازی این هنرمندان در برابر دوربین که برنامه را تا حدودی را برای مخاطب جذاب کرده است به خصوص انتخاب رامبد جوان با شیطنتهای خاص خودش! در «شام ایرانی» هر سه مهمان با هم به منزل میزبان میروند نه تک تک. نحوه امتیاز دادن هم متفاوت کار شده است. برای این بخش سه قلک طراحی شده است که هر مهمان با در دست داشتن یک قلک و ۱۰ اسکناس ۱۰ هزار تومانی (که بیان گر همان امتیاز ۱۰ است و هر یک امتیاز با یک اسکناس ۱۰ هزار تومانی برابر است) به امتیازدهی میپردازد. احتمالا در شب آخر با شکستن قلکها و جمع پولها (امتیازها) جایزه میزبان اهدا می شود. نکته جالب در این برنامه این است که بیرنگ مخاطبان را با افشای شغل دوم هنرمندان غافلگیر می کند.
درقسمت اول این مجموعه که علاوه بر رامبد جوان، مهدی پاکدل، سروش صحت و اشکان خطیبی در آن حاضرند، بیرنگ فاش میسازد اشکان خطیبی، رستورانی با نام نعناع را مدیریت می کند. تصویربرداری و تدوین چهار قسمت دیگر از سری دوم با حضور بهاره رهنما، شقایق دهقان، سحر زکریا و لادن طباطبایی انجام شده و پس از پخش سری اول به بازار خواهد آمد. تصویربرداری سایر قسمتها و اخذ مجوز آنها پس از پخش سری اول و دیدن بازتابها و استقبال مردم انجام خواهد شد.
تهیهکننده و کارگردان «شام ایرانی» معتقدند با توجه به استقبال و نظرات مردم باید سری جدید را آغاز کرد و علایق آنها را در نظر گرفت. سریهای جدید محدود به بازیگران نیست و چهرههای مطرح سایر عرصهها نیز در لیست قرار دارند. به گفته سازندگان «شام ایرانی»، تفاوت این مجموعه با مجموعههای خارجی در این است که همه چهرهها سرشناس هستند، یکدیگر را میشناسند، با هم دوست هستند و میدانستند که قرار است در یک گروه باشند. به احتمال زیاد مسابقه پیشبینی سری اول این مجموعه به زودی برگزار خواهد شد. روند کار به این صورت است که مخاطبان مجموعه پیشبینی خود از برنده را از طریق پیامک اعلام و در قرعهکشی جوایز شرکت میکنند.
تیتراژ شروع و موسیقی علی بیرنگ جالب کار شده است. آهنگساز، ترانه سرا و خواننده تیتراژ پایانی این مجموعه برنامه شهرام شکوهی است. موسیقی تقریبا تمی اسپانیولی دارد که ای کاش با توجه به متن ترانه و اشاره ترانه سرا به سفره ایرانی ، موسیقی با تم اصیل ایرانی و سازهای سنتی متعلق به فرهنگ موسیقی ایران زمین انتخاب و کار می شد.

و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.....
سورة مبارکه الرحمن : مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)
دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند. پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مىکنید؟ از آن دو، مروارید و مرجان خارج مىشود.
سوره مبارکه فرقان آیه ۵۳: « و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.
پیشنهاد میکنم قبل از مطالعه این مطلب ، مطلب به به چه نمازی را مطالعه کنید .
از رسول اکرم (ص) نقل شده است هرکس نماز را سبک بشمارد 15 بلا بر او نازل می شود:
۶ بلا در دنیا :
برکت از عمرش میرود .
برکت از رزقش گرفته می شود .
سیمای صالحین از چهره اش برداشته می شود .
دعایش مستجاب نمی شود .
دعای دیگران بر حقش مستجاب نمی شود .
هیچ کدام از اعمالش پذیرفته نمی شود .
3 بلا هنگام مرگ :
در حال تشنگی جان میدهد به شکلی که اگر تمام آبهای دنیا را بنوشد سیراب نمی شود .
در حال گرسنگی جانش را ملک الموت می گیرد .
ذلیل از دنیا می رود .
3 بلا در ش اول قبر :
خدا ملکی می گمارد که او را در میان قبر اذیت کند .
در سختی و فشار قبر قرار می گیرد .
تاریکی و ظلمت قبر برای اوست .
3 بلا در موقع قیامت :
خدا ملکی می گمارد تا او را به صورت ، در صحرای قیامت بکشاند .
حسابرسی او به سختی انجام می گیرد .
خداوند نظر لطف به بنده اش نمی کند .
منبع: مستدرك الوسائل، ج 1، ص 171 - 172

ثبتنام در کنکور کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی از لحظاتی قبل در سامانه ثبتنام مرکز آزمون این دانشگاه آغاز شد. داوطلبان شرکت در کنکور کارشناسی ارشد ۹۱ دانشگاه آزاد اسلامی از امروز چهارشنبه ۵ بهمن ماه با مراجعه به سامانه ثبتنام مرکز آزمون این دانشگاه به نشانی www.azmoon.org میتوانند در این دوره از پذیرش شرکت کنند. خرید کارت اعتباری تنها به صورت اینترنتی انجام میشود.
داوطلبان میتوانند از سامانه مذکور فایل پی. دی. اف دفترچه راهنما را دانلود کنند. همچنین خرید رمزعبور و کارت اعتباری ثبت نام از طریق کارتهای عضو شتاب یا دستگاههای خودپرداز از روز چهارشنبه امکانپذیر میشود. هزینه خرید کارت اعتباری با آزمون ۳۳۰۰۰ تومان و هزینه خرید کارت اعتباری بدون آزمون مقطع کارشناسی ارشد این دانشگاه ۱۰۰۰۰ تومان اعلام شده است.
۲۱۴۵ رشته محل در این دوره از پذیرش در نظر گرفته شده که افزایش ۲۹ درصدی را نشان میدهد. به گزارش مهر، کنکور کارشناسی ارشد ۹۱ دانشگاه آزاد اسلامی طی روزهای ۲۱ تا ۲۳ اردیبهشت ماه سال آینده برگزار و نتایج نهایی آن در اواخر شهریور ماه اعلام خواهد شد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اعتدال این سریال که تاکنون انتقاد های مختلفی را از طیف های مختلف بر خود حمل نموده است ، قرار بود وارد قسمت های جنجالی تری شود که با دخالت مدیران عالی صدا و سیما ، سانسور شده و مسیر آن به کلی عوض گردید و در نتیجه این مجموعه که از شبکه یک سیما پخش می شد ، با حذف بیش از ۱۰ قسمت آن ، به پایان رسید.
شدت انتقادها از این سریال به حدی بوده که شبکه یک ، روز پنج شنبه را که روز پخش سریال های این شبکه نیست ، برای این امر انتخاب کرد. بنا بر اطلاعات خبرنگار اعتدال ، قسمت های حذف شده این سریال ، شامل بارداری «ثریا» از «سرهنگ» و دیالوگهای بسیار جنجالی در این زمینه بوده است. همچنین در زمان دادگاهی شدن «ثریا» ، ماجرای ارتباط شرعی او با مردی از طریق «صیغه» در سالهای پس از فوت شوهرش آشکار می شود ، که این مرد ، شخصیتی جنجالی داشته است.
مسئولین عالی صدا و سیما با توجه به عواقب پیش بینی نشده پخش چنین مجموعه ای از تلویزیون ، ترجیح داده اند با حذف ۱۲ قسمت و بیش از ۵۰۰ دقیقه ، تا ثریا ادامه نباید. لازم به ذکر است که در هفته جاری مسئولین عالی صدا و سیما به کمیسیون فرهنگی مجلس احضار شده و در رابطه با این سریال مورد بازخواست قرار گرفتند.
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود بعد از خدا یه پسر جوونی بود . این پسر همیشه سعی کرده بود رفتاری داشته باشه که هیچ خلق خدایی از دست اون ناراحت نشه . این پسر قصه امروز ما چند روزی بود که عاشق شده بود. پیش خودش فکر میکرد اون شخصی که میتونه شریک زندگی خوبی براش تا تمام عمر باشه را پیدا کرده . آخه میدونید عاشق قصه ما یه معیارها و ملاک هایی برای ازدواج در نظر داشت اون میگه اول از همه چیزی که برام اهمیت داره و در اولویت اول قرار داره اخلاق شریک زندگیمه اما میگه معیارهای دیگه ای هم هست که باید داشته باشه . از طرفی خوشحال بود که کسی رو پیدا کرده که تقریبا تمام معیارهای که برای زندگی مد نظرش بود رو داشت و از طرفی نگران بود که نکنه مامان و باباش با او مخالفت کنند . خلاصه یه روزی تو خونه با بابا و مامانش نشسته بود که گفت : من میخوام راجع به موضوعی باهاتون حرف بزنم بابا و مامانش گفتند بگو گوش میکنیم . جون عاشق ما شروع کرد به مقدمه چینی ....... تا رسید به اصل مطلب ( استرس تمام وجودش را گرفته بود) که دیگه طاقت نیاورد گفت بابا و مامان من همسر مورد علاقه ام را پیدا کردم و از شما میخوام که برام برید خواستگاری .......
خواهشمندم بقیه داستان را با توجه به سلیقه و نگرش خود نسبت به این موضوع تکمیل کنید .

یه کلید کن اون گوشه ، لذتش رو ببر...