سلام

ابتدا فرارسيدن نوروز باستاني را خدمت همه شما شادباش و تبريك ويژه عرض نمايم. لازم ميدونم شما گراميان را در جريان بگذارم كه در چند روز آينده، ايميلي از طرف اينجانب به ايميل دانشجوئي شما ارسال خواهد شد كه علاوه بر تبريك وبژه عيد شامل چند بخش جالب ديگر نيز مي باشد، پس لطفا منتظر اين ايميل باشيد. حال برويم سراغ عيدي، البته بنظرم من خود شما به خودتان عيدي داديد، قبل از بيان آن لازم ميدونم نكته اي را بيان كنم:

اينجانب روزي كه تصميم به ايجاد چنين وبلاگي گرفتم، هدفي جز نثر زير در سر نداشتم:

من دلم ميخواهد

خانه اي داشته باشم پر دوست

بر درش برگ گلي ميكوبم

روي آن با قلم سبز بهار مي نويسم

خانه دوستيه ما اينجاست

تا دگر بار نپرسد سهراب            خانه دوست كجاست؟

حال بماند كه بعضي ها تصوراتي غلط دز ذهن مي پرورانندو  يا وبلاگ را به "لیبی" و من را به "قذافی" تشبیه کرده اند. ميدانم منتظريد تا نتيجه نظرسنجي را به حضور محترمتان برسانم، شايد از شعر زير متوجه شويد:

مرا عهدي است با جانان كه تا جان در بدن دارم
هــواداران كــويـش را چـو جان خـويـشـتن دارم
بـــكـام و آرزوي دل چــو گــردد خـلوتـي حـاصل
چــه فـكر از خـبث بــدگويـان مـيان انـجـمن دارم

اگر متوجه شديد كه هيچ ، اما اگر نه بايد عرض كنم بر اساس نظرسنجي انجام شده و ضمن تشكر از كليه افرادي كه در اين مرحله حساس حضور پيدا كردند، گزينه چهارم با ۱۴ راي بيشترين راي را آورد. جا داره  از دوستاني كه بدون هيچ تعارف و رودروايسي گزينه هاي ديگر را انتخاب كردند تشكر ويژه اي نمايم، هرچند برخي شماره هاي ناشناس مكررا يكي از گزينه ها را ارسال ميكردند.

در نهابت اينكه اين شعر رو به تمام دوستاني كه نه شخص من بلكه اين وبلاگ برايشان اهميت دارد و وجود آن را باعث پيشرفت و سربلندي خود مي دانند، تقديم ميكنم:

از جــان طمع بريدن آسان بود وليكن
از دوستان جاني مشكل توان بريدن
گه چون نسيم با گل، راز نهفته گفتن
گه سّـر عشق بازي از بلبلان شنيدن

نجوای دعای تحویل سال با صدای مجید اخشابی تا روز سوم عید، نوازشگر گوش شماخواهد بود. ممنون