موفقیت در ازدواج
ازدواج زمانی موفق محسوب میشود که شما با فردی ازدواج کنید که به اندازه شما، برای موفقیت در ازدواجش، تلاش کند واز همه مهم تر شما را دوست بدارد و به رشد و تعالی و افزایش حرمت نفس شما، کمک کند. وقتی کسی با این مشخصات پیدا میکنید، رویای تجربه کردن عشق عمیق و موفقیت کامل، در دسترس تان قرار میگیرد. اما تمام این ها بستگی به شما دارد و اینکه چگونه همسری، برای خود انتخاب میکنید؟
یافتن شخص مناسب، شبیه زدن تیر به خال است. برای اینکه به مرکز هدف بزنید، به تمرین فراوان احتیاج دارید. بعضی ها ممکن است در همان نشانه گیری اول به خال بزنند، اما در مورد اغلب اشخاص، وضع به این شکل نیست. به همین شکل اشخاص برای یافتن همسر مناسب، تجربه های گوناگون کسب می کنند و بعضی ها در مقایسه با دیگران، وقت بیشتری روی این کار میگذارند. علتش این است که در روش آن ها عامل گمشده ای وجود دارد. با استفاده از استعاره تیراندازی با کمان، میتوانیم ببینیم چه عامل گمشده ای داریم؟!
فرض کنیم میخواهید تیرتان را به هدف بنشانید و موفق نمی شوید. به میزان زیاد، انحراف به چپ دارید. در نوبت دوم، سمت راست تر را هدف میگیرید. بعد از چند بار هدف گیری، سرانجام تیرتان را به هدف مینشانید.
در ایجاد رابطه هم، وضع به همین شکل است. هربار وقتی به کسی برمیخورید و به این نتیجه میرسید که او شخص مناسب شما نیست، ذهن تان یک اقدام اصلاحی انجام میدهد. و در فرصت بعدی، به کسی که بیشتر به سلیقهی شما جور درمیآید برخورد میکنید. پیدا کردن شخص مناسب در مقایسه با یافتن کسی که بیش اندازه در سمت راست یا چپ است، در آیندهی شما مؤثرتر است. شروع خوب، پایان خوب را نوید میدهد.
در یک پژوهش، تحت عنوان ((دوست دارم همسرم این گونه باشد)) که در سال 1372 توسط دانشجویان رشته مدیریت و برنامه ریزی دانشگاه الزهرا انجام شد، دانشجویان پاسخ دهنده، معیارهای متعددی دربارهی ازدواج یک دختر و پسر در ایران ذکر کرده اند که مهمترین آنها، به ترتیب زیر است:
• با تقوا و با ایمان بودن زن و مرد
• خوش اخلاق بودن و رئوف بودن نسبت به همسر
• صداقت داشتن در زندگی زناشویی
• اصالت و نجابت خانوادگی داشتن
• همسانی از نظر مذهبی، اعتقادی، هوشی و پایگاه اجتماعی
• باسواد بودن و علاقه داشتن به مطالعه
• تناسب سنی داشتن (بهتر است مرد بزرگتر از زن باشد، به نظر شما چند سال خوبه؟ من که میگم 3تا 6 سال خوبه.)
• معتاد نبودن
• در برابر همسر و زندگی، احساس مسئولیت کردن
• ظاهری مناسب و مرتب داشتن
• اعتماد به نفس داشتن
• به امور معنوی بیش از امور مادی اهمیت دادن
• در امور زندگی تفاهم داشتن و منطقی بودن
• شخصیتی سالم، متواضع، اجتماعی و با روحیه داشتن
البته ذکر این نکته ضروری است که 17 سال از این پژوهش زمان سپری شده و ممکن است معیارها کمی تغییر کرده باشد که لزوم تحقیق و پژوهشی در این زمینه در بین نسل جوان به شدت احساس میشود. (برای من بسیار جالب بود که از مسائل مالی صحبتی به میان نیامده است در صورتی که در جامعه کنونی متأسفانه عیار ارزش با پول و سرمایه و متمول بودن رابطهی مستقیم دارد.)
حال نظر شما در مورد معیارهای بالا چیست؟ لطفأ نظر خود را حداکثر در 6 مورد به ترتیب اولویت بیان فرمایید.
در زیر نتیجه تحقیق دیگری (شامل فهرست دوازده گانهی خواسته های متفاوت در جنس مخالف) ارائه میشود. این تحقیق به وسیله " ژوتاننبوم " براساس بحث های مرد با مرد؛ زن با زن و مرد با زن به دست آمده است.
مردان میخواهند زنان: زنان میخواهند مردان:
1.کمتر حرف بزنند. بیشتر حرف بزنند.
2.کمتر هیجانی شوند. بیشتر عاطفی باشند.
3.فعالیت های بدنی بیشتری داشته باشند. فعالیت های بدنی کمتری
داشته باشند.
4.کمتر رمانتیک باشند. بیشتر رمانتیک باشند.
5.بیشتر به رابطهی زناشویی بپردازند. بیشتر به نوازش عاشقانه
بپردازند و کمتر به فکر رابطه
زناشویی صرف باشند.
6.کمتر فکر خود را به "دیگران" مشغول کنند. به "دیگران" بیشتر فکر کنند.
7.به کارشان بیشتر مشغول باشند. وقت خود را کمتر به کار و
بیشتر با خانواده صرف کنند.
8.بیشتر منطقی باشند. کمتر حسابگر باشند.
9.بیشتر در خانه بمانند. بیشتر به بیرون از خانه بروند.
10.کمتر حساس باشند. هم دردی بیشتری نشان دهند.
11.خوش قول تر باشند. کمتر عجله داشته باشند.
12.زودتر حاضر شوند. به سلامت خود بیشتر برسند.
اولین بار که این لیست را خواندم برایم بسیار جالب و البته کمی خنده دار مینمود چون با مقایسهی تک تک خواسته های زنان و مردان، به نظر میرسد که شاهد یک صفآرایی برای نبرد هستیم! نبردی که در آن هرکس ادعا میکند حق با اوست و طرف مقابل را خطاکار میپندارد. خطاکاری که باید خود را تغییر دهد! در غیر این صورت، صداقت ندارد! و به آن اندازه که ادعا میکند، برندهی این نبرد را دوست ندارد! (من هم قبل از خواندن مطالب کتاب فکر میکردم حق با آقایان است اما حال فاش میگویم که در اشتباه بودم، باید تعادل بین افکار خود در مورد جنس مخالف برقرار کرد. نظر شما چیست؟)
باید تفاوت های زنان و مردان را شناخت. به این تفاوت ها اهمیت داد نه اینکه از این تفاوتها، برای «هنجارسازی» جنس مخالف استفاده کرد. با این روش، یک طرف، طرف دیگر را متهم نخواهد کرد که صداقت ندارد یا نمیتواند ارتباط برقرار کند چرا که جهانبینی انسان ها متفاوت است و فعل «ارتباط برقرار کردن»، بسته به اینکه زن باشیم یا مرد، به صورتهای متفاوت صرف میشود.
در مطلب بعدی 8 ویژگی شخصیتی یک همسر خوب (شخص رویاهایتان) و شباهتهایی که رابطه را مثبت میکند را میخوانید. منتظر نظرات ارزشمند همه دوستان گرامی هستم.
سلام