زمان: ساعت ۱ بامداد پنج شنبه مورخ ۲۴ شهریور ۹۰
مکان: خیابان کاوه زیرگذر چمران

سلام
داشتیم از خونه یکی از بستگان برمی گشتیم که دیدیم یه پسر جوان ۲۴-۲۵ ساله داره مثل جت می دوه و یوهو از دم پمپ بنزین پرید تو زیرگذر و اومد وسط خیابون. اینقدر داشت تند میدوید که اصلا متوجه ما نشد طوریکه با یه عالمه بوق و چراغ نزدیک بود بزنیم بهش لهش کنیم که خوشبختانه در آخرین لحظات برگشت و ختم به خیر شد.
 کمی جلوتر که رفتیم دائیم وایساد تا سوارش کنیم. گفت حتما دعواش شده و میخواستند چاقوش بزنند که اینجوری داره فرار میکنه. پسره که سوار شد اصلا نمیتونست حرف بزنه از بس ترسیده بود. یکم که نفسش جا اومد بهش گفتم چی شده؟ گفت دو تا موتوری جلوی پام وایسادند گفتند برسونیمتون، گفتم نیازی نیست، بعد دست کرد تو جیبش چاقو درآورد و گفت گوشیت رو رد کن بیاد. این بنده خدا هم ۲ پا قرض کرده بود و ....
 خلاصه رسوندیمش دم شهدا و رفت.

شاید در نگاه اول فقط موضوع امنیت جامعه در نظر همگان نقش ببنده اما من میخوام به چندتا موضوع دیگه هم اشاره کنم. اگر قرار باشه از این دست موارد مکررا در جامعه ای وجود داشته باشه غیر از ناامنی که معضلات بسیاری را همراه خود پدید می آورد، بی اعتمادی نسبت به پلیس نیز پیش می آید که در اینصورت برای همه مردم، دیگر آن مرز یا بهتر بگم ترس و حریمی که شاید خیلی ها را از ارتکاب جرم باز میدارد، از بین میرود و در اینجاست که باید فاتحه آن جامعه را خواند.
 مورد جالب دیگر برای من این بود که چرا ساعت۱ نیمه شب باید ۴ بار شماره ۱۱۰ را گرفت تا آزاد شود؛ اصلا چرا باید تلفن پلیس اشغال باشد؛ حالا این که از گزارشی که داده شده تشکر کردند برایم قابل احترام است اما آیا واقعا پیگیری میشود؟
 مورد بعد اینکه از این پس، من و سایر افرادی که از این جریان مطلع هستند تا هفته ها بعد جرات این را که از ساعت ۹ شب به بعد در خیابان باشند را بصورت طبیعی نخواهند داشت و این یعنی اثر مخرب این مدل وقایع که با وجود گشت نیروی انتظامی براحتی می توان را از آن جلوگیری کرد.
 یه نکته دیگه هم هست، اینکه آیا این می توانست نقشه ای از پیش طراحی شده باشد؟ چه بسا که با این کلک، آن فرد می تواند براحتی سوار ماشینی تک سرنشین شود که از سر دلسوزی او را سوار می کند. موتوری ها هم از پشت ماشین را چی میگیند بهش، هان اسکورت کنند و خلاصه با یه تهدید کوچولو ماشین را از زیر پای اون فرد بکشند و الی آخر. فکر کنم یکم جا خوردید ازاین طرز فکر، خودم فکر میکنم به دلیل فیلم هایی که دیدم چه از این لحاظ که چنین فیلم هایی ساخته شده و چه از این لحاظ که یاد گرفتم همیشه به ظاهر یک ماجرا بسنده نکنم و یجورایی برای خودم مسائل را از زوایای گوناگون بررسی کنم.

خیلی دوست دارم نظر شما را در هر موردی از این مطلب بدونم. برداشت شما از این قضیه چیه؟